حکایت آموزنده

خرید بک لینک
دزد باورها

گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

کتابخانه عمومی امام سجاد(ع)مهریان...

ما را در سایت کتابخانه عمومی امام سجاد(ع)مهریان دنبال می‌کنید

برچسب: حکایت آموزنده,حکایت آموزنده کوتاه,حكايت آموزنده,حکایت آموزنده و کوتاه,حکايت آموزنده,حکایت آموزنده دینی,حکایت آموزنده و جالب,حکایت آموزنده مذهبی,حکایت آموزنده برای کودکان,حکایت آموزنده ادبی, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 15:23

صفحه بندی