گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.
کتابخانه عمومی امام سجاد(ع)مهریان...
ما را در سایت کتابخانه عمومی امام سجاد(ع)مهریان دنبال میکنید
برچسب: حکایت آموزنده,حکایت آموزنده کوتاه,حكايت آموزنده,حکایت آموزنده و کوتاه,حکايت آموزنده,حکایت آموزنده دینی,حکایت آموزنده و جالب,حکایت آموزنده مذهبی,حکایت آموزنده برای کودکان,حکایت آموزنده ادبی,
نویسنده:
بازدید: 19
تاريخ: شنبه
1 آبان
1395 ساعت: 15:23